شهر خوب ; شهروند خوب چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 
شنبه, 08 آذر 1393 ساعت 11:43

شهر خوب ; شهروند خوب


شهر خوب بایستی هم از نظر ظاهرو هم از نظرویژگی های اجتماعی دارای ویژگی هایی باشد ...تا بتوان آن را شهری خوب نامید . ویژگی های ظاهری شهر شامل مواردی است که به زیبایی شهر می پردازد که موجبات آسایش مردم را نیز فراهم می کند در واقع چشم اندازی زیبا دارد، شهرما همانند دیگر شهر ها لازم به رسیدگی می باشد ...

که البته این امرجز،با همیاری شهروندان شهرو شهردارآن شهربه ثمرنخواهد رسید؛البته لازم به ذکراست همراه باویژگی های ظاهری بایستی ویژگی های اجتماعی نیزدرشهربه وجود آید،به این خاطربرای تشکیل یک شهرخوب تنهاویژگی های ظاهری کافی نیست به طوریکه یک شهر خوب بایستی دارای شهروند خوب نیز باشد تا رشد وتکامل آن به درجه ی اعلی برسد،والبته رسیدن آن به درجه ی اعلی، نیاز به این دارد که ویژگی های ظاهری واجتماعی آن هردوبایکدیگر ودر کنارهم باشد ودر غیراین صورت آن شهر به یک شهرخوب تبدیل نمی شود.

وظیفه ی شهروندان درمقابل تبدیل شهرشان به یک شهر خوب ،بسیار سنگین است که یکی از این وظایف، تبلیغ شهرشان است.  لطفا به نوشته ی زیر توجه بفرمائید:                                              
سقراط
می گویند روزی سقراط حکیم بر دروازه شهری نشسته بود . شخصی به او رسید وگفت : من ساکن فلان شهر هستم و پس از سال هاتصمیم گرفته ام شهر خودم را عوض کنم و به شهر دیگری کوچ کنم به نظر شما این شهر برای مهاجرت چگونه شهری است ؟
سقراط از آن شخص می پرسد: اهالی شهر شما چگونه مردمی هستند.؟ او می گوید : مردمی هستند بدبین و زورگو که در امانت خیانت می کنند و نسبت به هم نامهربان و بیگانه هستند.
سقراط می گوید : اهالی این شهر نیز چنین مردمی هستند و آن شخص را از مهاجرت به آن شهر منع می کند در روزهای بعد،که سقراط در همان محل نشسته بودشخص دیگری به سقراط مراجعه می کند و می گوید علاقمند است که به این شهر مهاجرت کند .  سقراط همان سوال قبلی خود را تکرارمی کند و می پرسد:به نظرت اهالی شهر خودت چگونه مردمی هستند؟ آن شخص می گوید :مردمی صمیمی ، مهربان ، امانتدار و با دیانت . سقراط برمی گردد و می گوید : اهالی این شهر هم این گونه اند و آن شخص را تشویق می کند که به آن شهر مهاجرت کند.
رفتارها  نگرشهای هرشهروندی در سرنوشت  آن شهر دخالت دارد. شهروندی  که خود را عضوی از خانواده بزرگ شهری می داند و تلاش می کند همواره وظایف شهروندی را به خوبی انجام دهد باعث می شود رفتارهای شهروندی و اجتماعی شده در دیگران نیز پرورش یابد.
مطالعات نشان می دهد که شهروندان مسئولیت پذیر و آشنا به حقوق شهروندی خود به خود به وجود نمی آید ، بلکه در اثر آموزش مهارتهای زندگی جمعی و تحت آشنایی با فرهنگ شهرنشینی اهالی می آموزند،چگونه دریک شهرزندگی کنند،چگونه حریم خصوصی دیگران را محترم بشمارند و در نهایت چگونه در اداره یک شهر مشارکت نمایند.


و طور دیگرکمک شهروندان به شهر،به طور داستانی که واقعی می باشد درذیل آمده است.


راز جاودانه شدن
شهروندی صاحب امکانات فراوان ، بر ای فروش خانه ی پدری از بالای شهر به پایین شهر آمد .


وقتی با مدیر بنگاه معاملاتی صحبت کرد پیشنهاد خوبی از یک مشتری خوب دریافت کرد . خواست برای آخرین بار به خانه ی پدری خود رفته و تجدید خاطره نماید . موقع عبوراز کوچه ها دید که نوجوانان و جوانان در کوچه پرسه می زنند و بچه ها در جوی آب تنی می کنند . در خانه را باز کرد حیاط بزرگ و معماری سنتی با ساختمان مجلل لحظه ای او را با خود به دوران کودکی برد . لحظه ای به پدرش فکر کرد که مرد ولی نتوانست آن خانه را به همراه خودش ببرد . با خود گفت : من هم خواهم رفت بدون اینکه بتوانم پول این خانه را با خود ببرم .
فردای آن روز به شهرداری رفت وخانه پدری را برای ساختن فرهنگسرا به شهرداری هدیه داد. بالای آن خانه نوشته شد )) فرهنگ سرای مهارت های زندگی)) این فرد خیر پیر شده بود . از فرزندانش خواست او را برای آخرین دیدار به محل خانه ی پدری ببرند . با کمال تعجب آن محله را نشناخت ، دیگر از بچه هایی که در جوی کثیف شنا می کردند اثری نبود ، جوانی سرکوچه نایستاده بود . داخل فرهنگسرا شد مدیر جوانی که پیرمرد را نمی شناخت به او خوش آمد گفت و او را به اتاق مدیر اهنمایی کرد . مدیر فرهنگ سرا گفت : این فرهنگ سرا توسط فرد خیری 35 سال پیش به شهرداری محل اهدا شده است . جوانان آن زمان مهارت های زندگی را بلد نبودند . محله روز به روز به طرف فساد کشیده می شد و سرنوشت بدی در انتظار بچه های آن محل بود . آن فرد خودش را جاودانه کرد . چون به لطف خدا از طریق این فرهنگ سرا به جوانان مهارت های زندگی آموزش می دهیم . اشک شوق در چشمان پیرمرد حلقه زد . در حالی که دلش می گفت : ‹‹ هذا من فضل ربی ›› این از عنایت خداوند بود.
پس نتیجه می گیریم که وظیفه شهروندان در مقابل پیشرفت شهر بسیارسنگین است ،من نیز به نوبه ی خودم از تمامی شهروندان محلاتی خواهش می کنم که دست در دست هم برای عمران وآبادی این شهراز جان وسرمایه خود مایه بگذارند.



پرسیدم : چگونه بدانم که شهری برای زندگی مناسب است ؟
گفت : از رضایت شهروندان
پرسیدم : چگونه بدانم که شهری در حال پیشرفت است ؟
گفت : از درایت شهروندان
پرسیدم : چگونه بدانم که شهری مورد رحمت خداوند است ؟
گفت : از صداقت شهروندان
پرسیدم : چگونه بدانم شهری شورای شهر خوبی دارد ؟
گفت : از هدایت شهروندان
پرسیدم : چگونه بدانم شهری جوانان موفقی تربیت می کند
گفت : از حمایت شهروندان

 

روابط عمومی شهرداری